روایت گری و داستان سرایی در کسب و کار: از ایجاد انگیزه میان کارکنان تا متقاعد سازی مشتریان

روایت گری و داستان سرایی در کسب و کار: از ایجاد انگیزه میان کارکنان تا متقاعد سازی مشتریان

من به واسطه شغلم به عنوان مربی مهارت های ارائه و سخنرانی، در جلسات و همایش سازمانی زیادی حضور داشته ام. بارها این صحنه را از نزدیک دیده ام: یک مدیر یا کارشناس متخصص، با تسلط کامل، در حال ارائه گزارشی مهم است. اسلایدها پر از نمودار و عدد است و تحلیل ها کاملاً منطقی. اما کافیست نگاهی به حضار بیندازید؛ یکی در ردیف جلو، لپ تاپش را باز کرده و یواشکی به ایمیل هایش پاسخ می دهد. دیگری، با ظاهری متمرکز، گوشی موبایلش را زیر میز پنهان کرده و بی صدا در حال بالا و پایین کردن یک صفحه وب است. چند نفر هم به ساعتشان نگاه می کنند و منتظر رسیدن زمان استراحت هستند.

در این لحظه، دیگر مهم نیست که اطلاعات چقدر دقیق یا حیاتی است. پیام کلیدی ارائه دهنده، در سکوت سنگین اتاق و همهمه بی صدای ذهن های سرگردان، عملاً گم شده است. اینجاست که حلقه گمشده ی ارتباطات کاری خودش را نشان می دهد: ما آنقدر بر “چه گفتن” (منطق و داده) تمرکز کرده ایم که از “چگونه گفتن” (ایجاد ارتباط و نفوذ) غافل شده ایم. روایت گری یا داستان سرایی، همان ابزار قدرتمندی است که این خلأ را پر می کند.

در این مقاله، به شما نشان می دهم چطور از این ابزار استراتژیک برای جان بخشیدن به صحبت هایتان استفاده کنید تا دیگر هرگز مخاطب خود را از دست ندهید.

چرا مغز ما به جای آمار، برای داستان سرایی ساخته شده است؟

وقتی شما لیستی از ویژگی های یک محصول را می خوانید، مغزتان آن را مثل یک تکلیف پردازش می کند. اما وقتی همان ویژگی ها در قالب یک قصه بیان می شود، اتفاق دیگری می افتد. علم عصب شناسی این پدیده را “جفت شدگی عصبی” (Neural Coupling) می نامد. یعنی مغز شنونده، خود را با مغز گوینده همگام می کند و همان بخش هایی از مغزش فعال می شود که گویی خودش آن تجربه را زندگی کرده است.

روایت گری در کسب و کار

علاوه بر این، یک روایت خوب باعث ترشح اکسی توسین در مغز می شود؛ هورمونی که مسئول ایجاد حس اعتماد و همدلی است. در بازار رقابتی امروز، اعتماد مشتری به محصول شما و اعتماد کارمند به مسیر شرکت، حیاتی ترین سرمایه های شما هستند. روایت گری، یک مسیر علمی و اثبات شده برای ساختن این اعتماد است.

۳ روایت تاثیرگذار که هر مدیر و کارشناسی باید تعریف کند

برای اینکه یک روایت گر خوب باشید، نیازی به تخیلات پیچیده ندارید. کافی است این سه نوع قصه واقعی و قدرتمند را بشناسید و در جای درست از آن ها استفاده کنید.

۱- روایت «چرایی»: داستان شکل گیری و هدف کسب وکار شما

همانطور که سایمون سینک، متفکر برجسته حوزه مدیریت، در سخنرانی معروف خود با عنوان «با چرا شروع کنید» می گوید، مردم برای “چه” کاری که می کنید به شما پول نمی دهند، آن ها برای “چرا”ی شما، به شما وفادار می مانند. روایت “چرا” به هدف و انگیزه اولیه شما و کسب وکارتان معنا می بخشد.

  • سوال کلیدی: چه دغدغه یا مشکلی باعث شد این کسب وکار را راه بیندازید؟ داستان پشت صحنه شرکت شما چیست؟

مثال: بنیان گذار یک فروشگاه آنلاین محصولات ارگانیک می تواند این گونه روایت کند:

“پدر من سال ها کشاورز بود و می دیدم چطور بهترین محصولاتش به دست دلال ها با قیمت پایین خریداری می شد. این چرخه نادرست، هم به کشاورز ضربه می زد و هم به مشتری. دغدغه من، حذف همین واسطه ها و رساندن محصول سالم و بااصالت از مزرعه به سفره مردم بود. این ‘چرا’ی کسب وکار ماست.”

  • کجا این روایت به کارتان می آید؟
    • در صفحه “درباره ما” وب سایت.
    • در جلسات معارفه نیروهای جدید برای ایجاد حس تعلق و همسویی.
    • در گفتگو با شرکای تجاری برای نشان دادن اصالت و چشم انداز
سریال wecrashed

در صورت تمایل می توانید پست سریال WeCrashed : درس‌هایی از مهارت ارائه و پرزنت در کسب وکار را مطالعه کنید.

۲- روایت «مشتری»: جان بخشیدن به نتایج و دستاوردها

گفتن اینکه “بازدهی مشتریان ۱۵٪ رشد کرد” یک ادعای کلی است. اما روایت کردن قصه یک مشتری واقعی، تأثیر کار شما را برای همه ملموس می کند.

  • اصل کلیدی: به جای گزارش دادن، تصویرسازی کنید!

مثال: مدیر یک شرکت خدماتی نظافتی می تواند در جلسه تیم فروش بگوید:

“دوستان، هفته پیش خانمی تماس گرفت و از اپراتور ما، خانم احمدی، تشکر کرد. می گفت مادر سالمندی دارد و به خاطر مشغله کاری، هفته ها بود که نتوانسته بود به ایشان سر بزند. تیم ما نه تنها منزل را تمیز کرده بود، بلکه یکی از بچه ها برای مادر ایشان چای درست کرده و چند دقیقه ای با او هم صحبت شده بود. آن خانم می گفت ‘شما فقط خانه ما را تمیز نکردید، خیال من را راحت کردید.’ این همان ارزشی است که ما خلق می کنیم.”

  • کجا این روایت به کارتان می آید؟
    • در کمپین های تبلیغاتی و محتوای شبکه های اجتماعی.
    • در جلسات داخلی برای بالا بردن روحیه تیم.
    • در پاسخ به مشتریان بالقوه ای که در مورد کیفیت خدمات شما تردید دارند.

۳- روایت «یک تجربه سخت»: ساختن اعتماد از طریق صداقت

مدیرانی که تصویری بی نقص و همیشه موفق از خود نشان می دهند، دست نیافتنی و غیرقابل باور به نظر می رسند. اما به اشتراک گذاشتن یک چالش، یک اشتباه و مهم تر از آن، درسی که از آن گرفته اید، شما را به یک مدیر انسانی و قابل اعتماد تبدیل می کند.

  • فایده اصلی: این کار، فرهنگ آزمون و خطا را در سازمان شما تقویت می کند. وقتی شما به عنوان مدیر نشان می دهید که اشتباه کردن فاجعه نیست، بلکه بخشی از مسیر یادگیری است، تیم شما نیز برای ارائه ایده های نو و ریسک های حساب شده، جسارت بیشتری پیدا می کند.

مثال: یک مدیر در جلسه با تیم خود می تواند بگوید:

“یادتان هست سال گذشته چقدر برای کمپین عید هیجان داشتیم؟ تمام بودجه را روی تبلیغات تلویزیونی گذاشتیم و من مسئول این تصمیم بودم. نتیجه اما اصلاً آن چیزی نشد که فکر می کردیم. آن تجربه به من یاد داد که دیگر نباید همه تخم مرغ ها را در یک سبد گذاشت و باید قبل از هر تصمیم بزرگی، نظر کارشناسی تک تک شما را بپرسم. آن اشتباه، امروز نحوه بودجه بندی ما را هوشمندانه تر کرده است.”

  • کجا این روایت به کارتان می آید؟
    • در جلسات بررسی عملکرد و آسیب شناسی پروژه ها.
    • هنگام انتقال تجربه به مدیران و کارمندان جوان تر.
    • در زمان بروز یک بحران برای ایجاد حس اتحاد.

چارچوب ۴ مرحله ای برای ساخت یک روایت کاری تأثیرگذار

  • شخصیت اصلی: یک شخصیت مشخص (مشتری، کارمند یا خودتان) را معرفی کنید که مخاطب بتواند با او همذات پنداری کند.
  • چالش یا گره: این شخصیت با چه مشکل یا مانع ملموسی روبرو بود؟
  • نقطه عطف: لحظه کلیدی تحول چه بود؟ چگونه راه حل شما (محصول، خدمت، یک تصمیم مدیریتی) گره را باز کرد؟
  • نتیجه و پیام: شرایط شخصیت اصلی بعد از حل مشکل چگونه شد؟ پیام اصلی و کاربردی این روایت برای شنونده چیست؟

کلام آخر داستان سرایی در کسب و کار: از یک ارائه دهنده، به یک فرد تأثیرگذار تبدیل شوید

در دنیای پرهیاهوی امروز، دستورالعمل ها و آمارها به راحتی فراموش می شوند، اما داستان ها در ذهن و قلب ها حک می شوند. مدیران، سرپرستان و کارشناسانی که هنر روایت گری را می آموزند، می توانند تیم خود را بهتر متحد کنند، مشتریان وفادارتری بسازند و تأثیری عمیق و ماندگار بر اطرافیان خود بگذارند. این توانایی، مرز میان یک ارائه دهنده خوب و یک فرد تأثیرگذار و متقاعدکننده است.

اینستاگرام فن سخن
دیدگاه‌ها ۰